تبليغاتX

مادر
نازک ارای تن ساق گلی که به جان کشتم به جان دادم اش اب ای دریغا به برم می شکند
 
به تو می نگرم . تو در خوابی . آرام آرام . تنفست به جاست و دردی نداری . روز خوبی داشته ای و فردایت بهتر است . فردا را نگرانی. من نگاهت می کنم و مواظبت هستم.

به تو  می نگرم . دوستت دارم . هر چند نشانی از علاقه در تو نمیبینم. مرا تنها آن هنگام یاد داری که نیاز ! مرا تنها آن هنگام یاد داری که تنها! آری ... آری ... سالهاست که تو مرا داری و من تو را نه ! سالهاست که در خنده هایت رنگی از من نیست و در گریه هایت تمام من هستم و قصران من. آه ....

به تو می نگرم  . به تو ... تو که مخلوق منی . کاش گاهی به آسمان نگاه کنی ...

+  هفدهم شهریور 1385 19:30
  به قلم: یالنز 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری