در عصرهای انتظار به حوالی بی کسی قدم بگذار خیابان غربت را پیدا کن و وارد
کوچه پس کوجه های تنهای شو کلبه غریبیم را پیدا کن کنار بید مجنون خزان زده و کنار
مرداب ارزوهای رنگی ام در کلبه را باز کن و به سراغ بغض خیس پنجره برو حریر
غمش را کنار بزن مرا خواهی دید با بغضی کویری که غرق عصاره ی انتظار است
پشت دیوار دردهایم نشسته ام ![]()