تبليغاتX

مادر
نازک ارای تن ساق گلی که به جان کشتم به جان دادم اش اب ای دریغا به برم می شکند

یک روز روزی از همین روزهاست

با صدای ناقوسی خاموش می شوم

 انروزپدربا صبر لجاجت میکند

مادر بوسه بر میچیند از گل اشک

 جیغ و داد و بیداد خواهر

 حق حق سنگین برادر می شکافت سینه خاک

 هی.......

+  شانزدهم آبان 1386 13:56
  به قلم: یالنز  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری